فقه پزشکی 23
استاد: مصطفی اشرفی شاهرودی
1392
معرفی پادکست
|
دیدگاه کاربران
استاد اشرفی در این جلسه به بررسی احکام نسب و الحاق فرزند در مواردی پرداختند که لقاح به صورت مصنوعی و خارج از رحم انجام شده است.
ایشان ابتدا به استدلال مرحوم حکیم اشاره کردند که با تفسیر حدیث «الولد للفراش»، ولادت را منوط به تولّد در بستر طبیعی میداند و بنابراین نطفهای را که در خارج رحم تشکیل شده، به پدر ملحق نمیداند. اما استاد با استناد به نظر مشهور فقها و روایات متعدّد از معصومین(ع) که در زمان جاهلیت یا شرایط مشابه، قرعهای بین مدعیان انداخته و فرزند را به صاحب قرعه (صاحب نطفه) ملحق کردند، بیان داشتند که الحاق به صاحب نطفه امری مسلّم است و دلایل مرحوم حکیم قوی نیست. بنابراین، اگر نطفه متعلّق به زوجین باشد و در رحم دیگری منتقل شود، فرزند به پدر ملحق میشود و احکام ارث و ولادت جاری میگردد.
در بحث مادر، استاد با بررسی آیات قرآن و واقعیتهای پزشکی، استدلال کردند که مادر کسی است که جنین را حمل و زاییده است؛ به خاطر اینکه جنین از خون او تغذیه میکند و تأثیرات محیطی و روحی میپذیرد. با این حال، با توجه به اینکه نطفه حاصل از ترکیب منی مرد و تخمک زن اوّل است و کروموزومهای زن اوّل نقش بنیادین در تشکیل جنین داشتهاند، احتمال دادند که هر دو زن (صاحب تخمک و حامل) میتوانند مادر محسوب شوند. ایشان با اشاره به تأثیر شیر دایه در ایجاد محرمیت، نقش محیط رحم و خون مادر را در شکلگیری ویژگیهای فرزند برجسته کردند.
در نهایت، استاد تأکید کردند که اگر زن دوم (حامل) با آگاهی و رضایت نطفه را پذیرفته باشد، این عمل از نظر شرعی بلامانع است؛ زیرا نطفه متعلّق به شوهر خودِ زن دوم است و اجنبی نیست، فلذا ممانعتی از سوی حفظ فرج وجود ندارد.