فقه پزشکی 14
استاد: مصطفی اشرفی شاهرودی
1392
معرفی پادکست
|
دیدگاه کاربران
استاد اشرفی در این جلسه به بررسی احکام تلقیح مصنوعی در دو فرض ذیل پرداختند.
ابتدا مسأله استفاده از منی همسر فوتشده را مطرح کردند؛ اگرچه برخی به دلیل انقضای زوجیت با مرگ، استفاده از منی را جایز نمیدانستند، اما نظر قویتر بر جواز آن در ایام عدّه با استناد به استصحاب جواز است، مشروط بر اینکه در شبهات تحریمیه، اصل برائت جاری شود و مکتب اخباریگری پذیرفته نباشد.
سپس به مسأله اصلی یعنی القای نطفه مرد اجنبی در رحم زن اجنبی (چه همسر داشته باشد و چه نه) پرداختند. برخی معاصرین با تکیه بر اطلاق آیه «وَ الذينَ هُم لِفُرُوجِهِم حافِظُون» و تفسیر آن صرفاً به حفظ فرج از تمتعات جنسی (زنا و لمس نامحرم)، تلقیح مصنوعی را حرام نمیدانستند؛ چرا که در آن لمس و نظر نامحرمی در کار نیست.
استاد اشرفی این تفسیر را ناکافی دانسته و با تحلیل دقیقتر آیات و روایات، نشان دادند که مقصود از حفظ فروج، تنها دوری از لذتجویی جنسی نیست، بلکه شامل حفظ نسل و جلوگیری از اختلاط انساب نیز میشود. ایشان استدلال کردند که قرآن کریم به عنوان کتاب جاودانه بشریت، ناظر به تمام ادوار است و اطلاق آیات با توجّه به عصر نزول، منحصر نمیشود. با استناد به روایات متعدّد (مانند روایات باب استبراء، لزوم رعایت عدّه، و نهی از تولّد فرزند ناشناس)، تأکید شرع بر مشخص بودن نسب فرزند و جلوگیری از ناشناخته بودن پدر اوست.
بنابراین، حفظ فروج به معنای صیانت از فرج در برابر ورودیهایی است که منجر به تولّد فرزند با نسب مبهم یا غیرمشروع شود. القای نطفه مرد ناشناس در رحم زن، مصداق بارز نقض این هدف حاکم است و حتی اگر زنا محقّق نشده باشد، به دلیل ایجاد خلط انساب و دوری از مسیر مشروع (ازدواج یا ملک یمین)، منافات ذاتی با روح حاکم بر آیات حفظ فرج دارد. ایشان همچنین به روایاتی اشاره کردند که عذاب شدید برای کسی را ذکر کردهاند که نطفه خود را در رحمی که بر او حلال نیست قرار دهد، و این شامل حالتی میشود که نطفه اجنبی بدون مباشرت جنسی، اما با قصد تولید مثل، وارد رحم شود.