پادکست

|

( 12 )

فقه پزشکی
پزشکی

معرفی پادکست

|

دیدگاه کاربران

در این جلسه، مسئله حلیت ذبیحه شخص لال (اخرس) و چگونگی ادای شرط تسمیه در صورت عجز از تلفظ بررسی شد:

۱. شرطیت تسمیه در تذکیه:

بر اساس آیات شریفه قرآن، ذکر نام خدا در هنگام تذکیه شرط است و صرف قصد معنا کفایت نمی‌کند. البته عربیت یا لفظ خاصی شرط نیست و هر ذکری که نام خدا باشد (مانند «بسم‌الله» یا «الحمدلله») مجزی است. اگر اخرس توانایی ادای نام خدا را از طریق لب‌خوانی—ولو به صورت تلفظ نادرست—داشته باشد، همان مقدار مقدور بر او واجب بوده و ذبیحه‌اش حلال است.

۲. اقوال فقهی در فرض عجز از تلفظ:

  • سقوط تسمیه (مشهور متقدمین): فقهایی چون شیخ طوسی و ابن‌ادریس ذبیحه اخرس را حلال دانسته‌اند؛ با این بیان که او از اهل تسمیه و معتقد به وجوب آن است، لذا شرط تسمیه از او ساقط بوده و حتی اشاره نیز بر او لازم نیست.
  • لزوم تحریک لسان و اشاره (معروف متأخرین): بزرگانی چون علامه حلی وظیفه اخرس در تذکیه را مماثل با وظیفه او در نماز دانسته و تحریک زبان و اشاره با انگشت را واجب شمرده‌اند. شهید ثانی نیز بر لزوم «اشاره مفهمه» تأکید کرده است.
  • عدم حلیت ذبیحه (محقق نراقی): نراقی معتقد است تسمیه حقیقت در لفظ دارد (چنان‌که تعابیری چون «یقول» در روایات نشان می‌دهد). از آنجا که تسمیه شرط وضعی تذکیه است و قاعده میسور در شروط وضعی جریان ندارد، با عجزِ مکلف، شرط ساقط نمی‌شود بلکه مشروط (تذکیه) محقق نمی‌گردد. تمسک به روایت دعائم‌الاسلام به‌دلیل ضعف سند ناتمام است و الغای خصوصیت از روایت سکونی یا ادعای اجماع تعبدی نیز وجهی ندارد؛ در نتیجه اقوی عدم حلیت ذبیحه اخرس است.

۳. دیدگاه مختار:

مبنای محقق نراقی متین و مطابق موازین صناعی است. در احکام وضعی، با تعذر شرط، عمل باطل می‌شود. کفایت اشاره اخرس نیازمند دلیل خاص یا الغای قطعی خصوصیت از روایت سکونی است که هر دو مفقودند؛ بنابراین علی‌القاعده ذبیحه اخرس حلال نخواهد بود.

درس های مرتبط