پادکست

|

( 12 )

فقه پزشکی
پزشکی

معرفی پادکست

|

دیدگاه کاربران

در ادامه بررسی وظایف عبادی اخرس (لال)، سه محور «استنابه در تلبیه»، «وجوب نماز جماعت» و «مبطل بودن اشاره غیرنمازی» تبیین و نقد شد:

۱. عدم مشروعیت استنابه در تلبیه:

قول ابن‌جنید مبنی بر جواز استنابه در تلبیه ناتمام است:

  • تمسک به روایت زراره (مرد خراسانی ناتوان از تلبیه صحیح) ضعیف است؛ علاوه بر ضعف سند (یاسین الضریر)، این روایت ناظر به عاجز از ادای صحیح است، نه کسی که شریعت وظیفه اختیاری بدلی برای او معین کرده است. اخرس بر ادای وظیفه خود با اشاره و تحریک لسان تمکن دارد و فحوا یا اولویتی برای استنابه در حق او وجود ندارد.
  • تمسک به عمومات نیابت در حج نیز صحیح نیست؛ زیرا مشروعیت نیابت مشروط به نبودِ وظیفه معین برای شخص است. بنابراین وظیفه اخرس منحصراً همان ادای شخصی به اشاره است و مجالی برای تخییر یا احتیاط نیست.

۲. عدم وجوب نماز جماعت بر اخرس:

برخی ادای نماز با اشاره را وظیفه اضطراری شمرده و با تمکن از نماز جماعت (به عنوان وظیفه اختیاری مسقط قرائت) آن را جایز ندانسته‌اند. این دیدگاه مخدوش است؛ زیرا:

  • مقتضای اطلاق معتبره سکونی، جعل وظیفه ادای فردی با اشاره برای اخرس است و تقیید آن به عدم تمکن از جماعت، تقیید به فرد نادر و مستهجن است.
  • تقدم وظیفه اختیاری بر اضطراری مربوط به اعذار موقت است، در حالی که عجز اخرس ابدی و مستمر است (برخلاف عوارض موقت مانند سکته). حتی بنا بر موثقه مسعده بن صدقه، افراد عجم و ناتوان از تکلم فصیح نیز موظف به همان مقدار مقدور خود هستند و نماز جماعت بر آنان متعین نیست.

۳. حکم اشاره به مقاصد غیرنمازی در اثنای نماز:

برخی اشاره اخرس را به منزله کلام دانسته و اشاره او به امور دنیوی در نماز را مبطل شمرده‌اند. این سخن باطل است؛ مفاد معتبره سکونی تعبد عام به تنزیل اشاره به جای تکلم («إشارة الأخرس کلام») نیست تا بر ادله مبطلیت کلام حکومت داشته باشد، بلکه صرفاً بیان کیفیت ادای تلبیه، قرائت و تشهد است. الغای خصوصیت از ادای اذکار به کلام مبطل نیز وجه صناعی ندارد؛ بنابراین، اشاره اخرس در نماز مبطل نیست.

درس های مرتبط