پادکست

|

( 12 )

فقه پزشکی
پزشکی

معرفی پادکست

|

دیدگاه کاربران

در ادامه مباحث مربوط به وظایف عبادی اخرس (شخص لال)، تفصیل مرحوم شیخ انصاری در کیفیت قرائت و مسئله جواز یا لزوم استنابه در تلبیه بررسی شد:

۱. تفصیل مرحوم شیخ انصاری در اقسام اخرس:

شیخ انصاری برای اخرس سه حالت تفکیک کرده است:

  • نخست: شخصی که فی‌الجمله می‌داند در عالم لفظ و کلام وجود دارد؛ وظیفه او اشاره با انگشت و تحریک زبان همراه با صوت و قصد اجمالی الفاظ است.
  • دوم: کسی که قبلاً شنوا و گویا بوده یا الفاظ را به خوبی می‌شناسد؛ او نباید به نیت کلی اکتفا کند، بلکه باید حرکات زبان را بر تک‌تک حروف و مقاطع قرائت جزء‌به‌جزء تطبیق دهد، به‌گونه‌ای که صدایش مانند کلام نامتمایز الحروف گردد؛ زیرا این مقدار، مقدور او و عرفاً قرائت اوست.
  • سوم: کر و لال مادرزادی که تصوری از لفظ و قرائت ندارد؛ در این فرض، اگر امکان تفهیم معانی باشد، باید هنگام تحریک لسان، معانی آیات را در قلب خود قصد کند («عقد القلب بالمعنی»). شیخ این قصد معنا را جانشین لفظ دانسته است.

۲. نقد دیدگاه شیخ انصاری:

این تفصیل با اطلاق روایت سکونی ناسازگار است. روایت بدون تفاوت میان لال مادرزاد و عارضی، وظیفه را تحریک لسان و اشاره قرار داده است. اولاً فرض وجود اخرسی که هیچ درکی از تمایز خود و تفاوت نطق دیگران نداشته باشد نامحتمل است؛ ثانیاً تطبیق جزء‌به‌جزء بر حروف و حرکات یا قصد خصوص معانی، دلیلی در نصوص و کلمات متقدمان ندارد و امری زائد و تکلف‌آمیز است. در عبادات لفظی، اشاره مستقیماً به الفاظ تعلق می‌گیرد و قصد معنا نه لازم است و نه جایگزین لفظ می‌شود.

۳. استنابه در تلبیه اخرس:

ابن‌جنید، در کنار تحریک لسان، نایب گرفتن برای تلبیه را نیز جایز دانسته است. این نظر احتمالاً ناشی از جمع میان روایت سکونی و موثقه/روایت زراره درباره مرد خراسانی ناتوان از تلبیه صحیح است که امام فرمودند از طرف او تلبیه گفته شود. لکن این استدلال تمام نیست؛ زیرا روایت زراره درباره عاجز از ادای صحیح الفاظ است، در حالی که اخرس وظیفه بدلی خاص خود (اشاره و تحریک لسان) را دارد و نسبت به آن قادر است. بنابراین، فحوا یا اولویتی برای سرایت حکم استنابه به اخرس وجود ندارد.

درس های مرتبط