Podcast

|

( 12 )

اقتصاد اسلامی
نظام های اقتصادی

Podcast introduction

|

User comments

موضوع: ادامه نقد نظریه امام خمینی (بی‌مالک بودن خمس) و تبیین مفهوم «ذی‌القربی»

استاد در این جلسه به ادامه و تکمیل نقد نظریه امام خمینی (ره) مبنی بر «مال بی‌مالک بودن خمس و ولایتِ صِرف حاکم» پرداختند:

۱. نقد استناد به روایات و مسئله ارث

  • روایت وجه‌الاماره و مرسله حماد: هر دو از نظر سندی مرسل و غیرثابت‌اند. بر فرض صحت مرسله حماد، بازگشت مازاد سهم سادات به والی، نافی ملکیت نیست؛ زیرا استحقاق آنان (مانند زکات) مشروط به فقر سالانه است و با رفع نیاز، موضوع مالکیت منتفی می‌شود.
  • عدم توزیع خمس میان ورثه امام: عدم جریان ارث، تخصیص در احکام ارث است (مانند حَبْوه) و دلالتی بر نفی ملکیت ندارد.

۲. مناقشه در نفی ملکیت اعتباری خدا

  • اگر اعتبار ملکیت برای خدا به جهت مالکیت تکوینی نامعقول باشد، اعتبار «ولایت» به‌طریق‌اولی نامعقول و لغو است؛ چراکه اضافه ولایت اضعف از اضافه ملکیت است.
  • فهم عقلایی، اجماع عملی فقها در طول تاریخ و تعابیری چون «سهم‌الله» نشان می‌دهد ملکیت اعتباری برای خداوند کاملاً معقول است و شارع می‌تواند آن را تشریع کند.

۳. بررسی و اثبات عمومیت «ذی‌القربی»

  • روایات مدعی انحصار «ذی‌القربی» در امام معصوم (ع) از حیث سند یا دلالت مخدوش‌اند.
  • در مقابل، روایات معتبر (مانند صحیحه عبدالله بن جارود و روایات محمد بن مسلم) اثبات می‌کنند که مراد از ذی‌القربی، مطلق خویشاوندان و اقارب پیامبر (ص) است؛ زیرا در عصر تشریع، عنوان منصبی امام مطرح نبوده و پیامبر خمس را بین اقربای خود توزیع می‌فرمودند.

نتیجه‌گیری

نظریه بی‌مالک بودن خمس و «مصرف» بودن اصناف ناتمام است؛ ظاهر آیه ۴۱ انفال به مقتضای عطف سیاقی، بر ملکیتِ اعتباری تمام اصناف شش‌گانه دلالت دارد.

 

Related lessons