این جلسه به دو مبحث مهم اختصاص داشت: تکمیل بحث «جهاد مالی» (بخش پایانی) و ورود به بحث «زکات» بهعنوان ششمین منبع مالی حکومت اسلامی.
۱. ادامه بحث جهاد مالی
- وجوب اِعمال امر به معروف توسط حکومت:
- در صورتی که شهروندان در انجام تکلیف «جهاد مالی» (تأمین تجهیزات نظامی) کوتاهی کنند، حکومت اسلامی موظف است با استناد به قاعده «امر به معروف و نهی از منکر»، آنها را به انجام این وظیفه الزام کند.
- این الزام در مراحل مختلف انجام میشود؛ اگر با توصیه و تذکر نتیجهبخش نبود، حکومت میتواند از ابزارهای قانونی و اجبار (مانند اخذ مالیاتهای حکومتی) برای تأمین تجهیزات دفاعی استفاده کند.
- بررسی اختصاص جهاد مالی به مردان:
- برخی با استناد به روایت «اصبغ بن نباته» ادعا کردهاند جهاد مالی مختص مردان است.
- پاسخ استاد: این روایت بیانگر وظیفه سنگین مردان در بذل جان و مال در میدان نبرد است، اما به معنای نفی تکلیف مالی از زنان نیست. این روایت مخصص (خارجکننده) نیست، بلکه ناظر به تبیین وظایف اختصاصی مردان در دفاع است.
۲. زکات بهعنوان منبع مالی حکومت اسلامی
بحث در این است که آیا «زکات» یک حق الهی است که باید در اختیار حکومت اسلامی قرار گیرد، یا یک تکلیف فردی برای حمایت از فقرا است؟
- اقوال فقها در پرداخت زکات:
- پرداخت به امام معصوم (در زمان حضور) یا فقیه جامعالشرایط (در زمان غیبت).
- اختصاص به زمان حضور امام؛ در غیبت، مردم مخیرند به فقرا پرداخت کنند.
- تفکیک بین اموال ظاهری و باطنی (پرداخت اموال ظاهری به حکومت).
- وجوب پرداخت به حکومت در هر دو زمان حضور و غیبت.
- نظر استاد: زکات از منابع مالی حکومت اسلامی است و حکومت حق دارد آن را مطالبه کند. پرداخت آن به حکومت (امام یا نایب او) نه یک کار مستحب، بلکه وظیفه شرعی است.
۳. ادله وجوب پرداخت زکات به حکومت
استاد برای اثبات این مدعا که زکات باید در اختیار حکومت قرار گیرد، سه دلیل اصلی اقامه کردند:
الف) آیه ۱۰۳ سوره توبه: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً…»
- تقریب استدلال: خداوند در این آیه به پیامبر (ص) امر میکند که «از اموال آنها زکات را بگیر» (خُذ).
- نکته کلیدی: امرِ «خُذ» به پیامبر به عنوان حاکم، نشاندهنده وظیفه حکومت در جمعآوری زکات است. اگر این کار صرفاً وظیفه فردی مردم بود که خودشان به فقرا بدهند، خطاب «بگیرید» به حاکم معنا نداشت.
- پاسخ به شبهات: این خطاب اختصاص به پیامبر ندارد و شامل امامان معصوم و نایبان عام آنها (فقیهان) نیز میشود.
ب) آیه ۶۰ سوره توبه: «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ… وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا»
- تقریب استدلال: در میان مصارف زکات، خداوند از «عاملین علیها» (جمعآورندگان زکات) نام برده است.
- نتیجه: وجود پست «عامل زکات» (جمعآورنده) در قرآن، بهترین دلیل است بر اینکه زکات یک سیستم حکومتی است؛ زیرا «عامل» باید توسط حکومت منصوب شود تا زکات مردم را جمعآوری و در مصارف هشتگانه توزیع کند.
ج) سیره عملی پیامبر (ص) و ائمه (ع)
- شواهد تاریخی: پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین (ع) همواره مأمورانی را برای جمعآوری زکات به مناطق مختلف میفرستادند.
- روایات:
- صحیحه عبدالله بن سنان: تأکید بر اینکه دستور جمعآوری زکات از سوی پیامبر (ص) صادر میشد.
- صحیحه حلبی: امام معصوم تعیینِ مقدار و نحوه زکات را در اختیار داشتند.
- صحیحه عیص بن قاسم: ماجرای بنیهاشم که درخواست کردند مقام «عامل جمعآوری زکات» به آنها داده شود و پیامبر (ص) با استدلالِ «نه» گفتن به آنها، عملاً حقِ تعیینِ مأمورِ جمعآوری را در انحصار حکومتِ تحت امر خود میدانستند.
نتیجه نهایی: زکات به دلیل وجود جایگاه «عاملین» و سیره مستمر معصومین، نه صرفاً صدقهای خصوصی، بلکه از منابع درآمدی و مالیِ سیستماتیک حکومت اسلامی است.