شخص اعتباری، بخش 1، 42
Professor: mohammadmahdi shabzendedar
1401.09.28
Podcast introduction
|
User comments
استاد شبزندهدار در این درس به اشکال سوم درباره استدلال به آیه «لا تأکلوا أموالکم بینکم بالباطل» پرداختند و بیان داشتند که برخی از فقها ـ از جمله مرحوم آقای خوئی و نیز عدهای از محققان معاصر ـ گفتهاند «بالباطل» علت نهی است و در مقابل «الا ان تکون تجارة عن تراض» نیز نشاندهنده علت حلیت است و بر همین اساس میتوان نتیجه گرفت که هر حقی جایز است و شخصیتهای اعتباری نیز چون حق عرفی دارند مجاز خواهند بود. استاد توضیح دادند که برای علت بودن «بالباطل» دو راه ذکر شده است: یکی اینکه استثناء متصل فرض شود و تقدیر در کلام گرفته شود تا معنا درست شود و دیگری اینکه عرف خود از قید «بالباطل» تعلیل را بفهمد. سپس هر دو راه نقد شد. در راه اول فرمودند سیاق آیه سیاق تقیید است نه تعلیل، و تعلیل گرفتن از «بالباطل» خلاف ظاهر است، هرچند تقدیر در مواردی با قرینه پذیرفته میشود. علاوه بر این استثناء منقطع نه تنها خلاف ظاهر نیست بلکه در قرآن و کلام بلیغان نیز آمده و گاهی بلاغتی دارد که استثناء متصل فاقد آن است. بنابراین نیازی نیست برای فرار از استثناء منقطع دست به تعلیلسازی بزنیم.
در راه دوم نیز فرمودند درست است که عرف گاهی از اوصافی مانند باطل یا ظلم، علت را میفهمد اما این فهم به حد دلالت قطعی نمیرسد بلکه صرفاً اشعار به علیت دارد و اشعار برای استدلال کافی نیست. سپس به کلمات مرحوم امام خمینی اشاره کردند که ابتدا خود استاد هم «بالباطل» را مشعر به علیت دانستهاند نه دال بر آن. در نهایت نتیجه گرفتند که هیچ دلیلی برای اثبات علیت «بالباطل» وجود ندارد و نهایتاً آیه بین دو احتمال تقیید و تعلیل مردد خواهد ماند و قرینهای برای تعیین یکی وجود ندارد، لذا استدلال بر اساس علیت «بالباطل» ناتمام است و اشکال به قوت خود باقی است.