شخص اعتباری، بخش 2، 108
استاد: محمدمهدی شب زنده دار
1404.05.10
معرفی پادکست
|
دیدگاه کاربران
در جلسه ۱۰۸ درس شخص اعتباری، روایات مربوط به «غبن مسترسل» (بهویژه روایت اسحاق بن عمار: «غبن المسترسل سحت») به عنوان دلیلی برای اثبات خیار غبن بررسی شده است. «مسترسل» به کسی گفته میشود که به طرف معامله اعتماد دارد یا در معامله دقت و سختگیری نمیکند.
اثبات خیار غبن از این روایت نیازمند چهار مقدمه است که نشان میدهد حرمت تصرف در مال، متوقف بر تأثیر فسخ مغبون است. همچنین بر اساس «عدم فصل»، این حکم از مسترسل به غیرمسترسل نیز تعدی داده میشود.
با این حال، سه اشکال بر این استدلال وارد شده است: ۱. اشکال سندی: ضعف سند به دلیل وجود «ابوسمینه»، مگر اینکه با اسناد جزمی شیخ صدوق جبران شود. ۲. اشکال دلالی: وجود احتمالات دیگر؛ مانند اینکه مقصود حرمت خودِ خدعه و کلاهبرداری باشد، یا «سحت» به معنای مشقت عذاب باشد، و یا «غَبَن» به معنای ارائه رأی ضعیف در مقام مشورت باشد. ۳. عدم دلالت بر خیار: بر فرض صحت دلالت، حدیث تنها بر عدم جواز تصرف غابن یا «جواز رجوع» (به عنوان حکم شرعی) دلالت دارد، نه «حق خیار».
در ادامه، جریان خیار غبن در «شخص اعتباری» بررسی شده است. بر پایه ادلهای همچون شرط ارتکازی، قاعده لاضرر و بنای عقلا، خیار غبن میان شخص حقیقی و اعتباری تفاوتی ندارد؛ چرا که ممثل و نماینده شخص اعتباری با شرط ارتکازی معامله میکند و ضرر نیز متوجه خودِ شخص اعتباری است. همچنین روایاتی مانند روایت دعائم با الغای خصوصیت بر شخص اعتباری منطبق میشود. در نهایت نیز، خیار غبن اختصاص به بیع نداشته و در سایر عقود مانند اجاره نیز جاری است.