۳ روز قبل
شخص اعتباری، بخش 2، 99
استاد: مهدی شب زنده دار
1404.04.30
معرفی پادکست
|
دیدگاه کاربران
بحث ادله مشروعیت خیار تخلف شرط قرار دارد که دلیل سوم بر این خیار، بنای عقلا است که عملکرد عقلا این چنین است که اگر شرطی در ضمن معامله داشته باشند، در صورت تخلّف مشروط علیه، برای مشروط له حق فسخ قائل می شوند.
در اشکال به این دلیل بیان شده است که ممکن است بنای عقلا مربوط به تسلیم ثمن و مثمن باشد؛ یعنی عقلا قائل هستند که اگر بعد از انجام معامله، یکی از طرفین، آنچه بر عهده دارد که تحویل بدهد را تحویل ندهد، بر طرف دیگر جایز است که او نیز تحویل ندهد. به عنوان مثال اگر مشتری که بر او تحویل دادن ثمن لازم است، از پرداخت ثمن اباء کند، بایع نیز حق خواهد داشت که مثمن را به مشتری تحویل ندهد. آنچه از بنای عقلا وجود دارد، بیش از این مقدار نیست.
به هر حال اگر بنای عقلا بر خیار تخلف شرط پذیرفته شود، عمده دلیل همین است ولی به گونه ای است که استدلال به آن نسبت به اشخاص اعتباری نیز ممکن است.
یکی دیگر از خیاراتی که نسبت به اشخاص طبیعی ثابت شده است، خیار رؤیت است. این خیار مربوط به فرضی است که کالای غائبی بر حسب بیان اوصاف آن توسط بایع خریداری شده و بعد از معامله مشاهده شود که بر خلاف اوصاف بوده است. البته توصیف کردن دخیل در ثبوت خیار نیست بلکه صرفا برای رفع غرر و برای جلوگیری از بطلان معامله است و لذا اگر معامله ای به دلائلی از جمله مشاهده کردن بعض مبیع و خریداری بخش های دیگر آن بر اساس همان اوصاف صورت گیرد و بعدا مشخص شود که قسمت های مشاهده نشده، آن اوصاف را ندارد، خیار رؤیت ثابت خواهد بود.