فقه پزشکی 127
استاد: محمد محمدی قائنی
1402.09.15
معرفی پادکست
|
دیدگاه کاربران
در ادامه بحث از وظایف شخص لال (اخرس) در عبادات، دو محور اصلی شامل «بررسی موضوعیت اشاره» و «ادله لزوم تحریک لسان و نقد قاعده میسور» مورد بررسی قرار گرفت:
۱. موضوعیت یا طریقیت اشاره:
درباره کیفیت اشاره، در فتاوا اقوالی چون لزوم خصوص انگشت (احتمالاً سبابه به نظر مرحوم حکیم)، کفایت مطلق اشاره حتی با دست یا چشم و ابرو (مرحوم خویی)، و ملاک بودن شیوه معتاد و متعارف خود اخرس (مرحوم مراغی) مطرح است. دیدگاه برگزیده این است که اشاره اصلاً موضوعیت تعبدی ندارد؛ بلکه تعبیر روایت سکونی کنایه از شیوه تفهیم و محاوره متعارف اخرس در انتقال الفاظ است. شارع در مقام بیان این نکته بوده که لال برای القای کلمات نماز از همان طریقی که مقاصدش را در محاورات عادی تفهیم میکند بهره گیرد؛ بنابراین اگر با حرکات لب یا دست مقاصدش را القا میکند، همان شیوه در نماز نیز ملاک است. ازاینرو، نظریه «کشف اللثام» که تحریک لسان را وظیفه اصلی و اشاره را در مرتبه بعد دانسته، بر خلاف ظاهر دلیل است. همچنین تحریک لسان عرفاً ملازم با تحریک لبهاست و بعید نیست حرکت لبها نیز مشمول آن باشد.
۲. بررسی ادله لزوم تحریک لسان و نقد قاعده میسور:
برای اثبات لزوم تحریک لسان، علاوه بر روایت سکونی، به قاعده میسور تمسک شده است. این تمسک از دو جهت مخدوش است:
بر همین اساس، دلیلی بر لزوم درآوردن صدا توسط اخرس (حتی در صورت تمکن) نیز وجود ندارد. در پایان، اشاره شد که از کلام شیخ انصاری استفاده از اطلاقات وجوب قرائت برای اثبات لزوم تحریک لسان برمیآید که بررسی آن خواهد آمد.