پادکست

|

( 12 )

فقه پزشکی
پزشکی

معرفی پادکست

|

دیدگاه کاربران

در ادامه بحث از وظایف شخص لال (اخرس) در عبادات، دو محور اصلی شامل «بررسی موضوعیت اشاره» و «ادله لزوم تحریک لسان و نقد قاعده میسور» مورد بررسی قرار گرفت:

۱. موضوعیت یا طریقیت اشاره:

درباره کیفیت اشاره، در فتاوا اقوالی چون لزوم خصوص انگشت (احتمالاً سبابه به نظر مرحوم حکیم)، کفایت مطلق اشاره حتی با دست یا چشم و ابرو (مرحوم خویی)، و ملاک بودن شیوه معتاد و متعارف خود اخرس (مرحوم مراغی) مطرح است. دیدگاه برگزیده این است که اشاره اصلاً موضوعیت تعبدی ندارد؛ بلکه تعبیر روایت سکونی کنایه از شیوه تفهیم و محاوره متعارف اخرس در انتقال الفاظ است. شارع در مقام بیان این نکته بوده که لال برای القای کلمات نماز از همان طریقی که مقاصدش را در محاورات عادی تفهیم می‌کند بهره گیرد؛ بنابراین اگر با حرکات لب یا دست مقاصدش را القا می‌کند، همان شیوه در نماز نیز ملاک است. ازاین‌رو، نظریه «کشف اللثام» که تحریک لسان را وظیفه اصلی و اشاره را در مرتبه بعد دانسته، بر خلاف ظاهر دلیل است. همچنین تحریک لسان عرفاً ملازم با تحریک لب‌هاست و بعید نیست حرکت لب‌ها نیز مشمول آن باشد.

۲. بررسی ادله لزوم تحریک لسان و نقد قاعده میسور:

برای اثبات لزوم تحریک لسان، علاوه بر روایت سکونی، به قاعده میسور تمسک شده است. این تمسک از دو جهت مخدوش است:

  • نخست: بر فرض حجیت قاعده، آنچه واجب باقی می‌ماند باید «میسور» از همان عمل متعذر (قرائت) باشد، نه فعلی مباین که عنوان بر آن صادق نیست.
  • دوم: حتی اگر بقای صدق عنوان لازم نباشد و اتیان «بعضی از عمل» کافی شمرده شود، تحریک لسان جزء و بعضی از حقیقتِ قرائت نیست، بلکه حداکثر سبب یا مقدمه خروج حروف و الفاظ به شمار می‌رود؛ بنابراین، تحریک لسان میسورِ قرائت محسوب نمی‌شود.

بر همین اساس، دلیلی بر لزوم درآوردن صدا توسط اخرس (حتی در صورت تمکن) نیز وجود ندارد. در پایان، اشاره شد که از کلام شیخ انصاری استفاده از اطلاقات وجوب قرائت برای اثبات لزوم تحریک لسان برمی‌آید که بررسی آن خواهد آمد.

درس های مرتبط