فقه پزشکی 126
استاد: محمد محمدی قائنی
1402.09.01
معرفی پادکست
|
دیدگاه کاربران
در ادامه بحث از وظایف شخص لال (اخرس) در عباداتی چون نماز، خصوصیات و قیود «تحریک لسان» و «اشاره با انگشت» و تعبدی یا طریقی بودن آنها مورد بحث قرار گرفت:
۱. تعبدی بودن یا طریقی بودن وظایف اخرس:
مسئله اساسی این است که آیا تحریک زبان و اشاره با انگشت موضوعیت تعبدی دارند، یا اینکه نص اشاره به همان شیوه متعارف تفهیم مقاصد نزد اخرس دارد. بنابر مناسبات حکم و موضوع، نظر قوی این است که این موارد تعبد محض نیستند؛ بلکه شارع در مقام بیان این بوده که اخرس همان رفتاری را که در محاورات عادی برای انتقال کلام به کار میبندد، در نماز نیز به کار گیرد. در نتیجه، اگر در عرفِ اخرس تفهیم با حرکات دیگری (مانند لب، سر یا دست) انجام شود، همان کافی است و لزوم جمع همیشگی میان خصوص حرکت زبان و انگشت برداشته میشود.
۲. بررسی کلمات و اقوال فقها:
صاحب مفتاحالکرامه اقوال متعددی را نقل کرده است؛ برخی به لزوم تحریک خصوص زبان و اشاره به انگشت تصریح کردهاند، گروهی تحریک لبها و لهات را نیز افزودهاند، و عدهای بدون ذکر انگشت، صرف اشاره و عقد القلب را کافی دانستهاند. همچنین صاحب جواهر ذکر «انگشت» و «زبان» را در روایات و فتاوا حمل بر غلبه کرده و احتمال داده مراد از انگشت، مطلق دست باشد و ذکر زبان نیز از باب غالب بودن آن در تفهیم است.
۳. تفصیل محقق مراغی در «العناوین»:
میر عبدالفتاح مراغی بر این باور است که اگر اخرس عادت مشخصی در اشاره (با دست، سر، چشم یا ابرو) دارد، همان شیوه معتاد او ملاک است و ذکر اصبع در روایات حمل بر غالب میشود. اما در شخصی که لالی عارضی پیدا کرده و عادت خاصی ندارد، قدر متیقن و اصل در دلالت، اشاره با خصوص انگشت (احتمالاً سبابه) یا نزدیکترین عضو به آن است. استاد ضمن تأیید اصل طریقی بودن و لزوم رجوع به شیوه متعارف تفهیم اخرس، اموری چون اشاره با پا را به دلیل منافات با صورت و هیئت نماز غیرقابل قبول دانستند.