Podcast

|

( 12 )

علی_عندلیبی
اقتصاد اسلامی
نظام های اقتصادی

Podcast introduction

|

User comments

موضوع بحث، حکم زمین‌هایی است که اهالی آن‌ها زنده هستند اما محل سکونت را ترک کرده‌اند. فقها عموماً این زمین‌ها را جزو انفال می‌دانند؛ برخی خراب شدن زمین را شرط دانسته و گروهی به نحو مطلق فتوا داده‌اند. برای اثبات انفال بودن این زمین‌ها به سه دلیل استدلال شده است:

۱. دلیل عقلی (صدق اعراض):

گفته شده با کوچ، «اعراض» محقق شده و مال از ملک خارج می‌شود و هر مالِ بدون مالکی جزو انفال است.

مناقشه استاد: اولاً زوال ملکیت با صرف اعراض نزد عقلا محرز نیست؛ ثانیاً هر کوچی همراه با قصد اعراض نیست (مانند فرار از خشکسالی به امید بازگشت)؛ ثالثاً کلیت کبرای «هر مال بدون مالکی انفال است» ثابت نیست، زیرا مشترکات و مباحات نیز داریم.

۲. آیه ۷ سوره حشر:

اموالی که بدون جنگ به دست مسلمانان می‌رسد فیء/انفال است.

مناقشه استاد: آیه شریفه اطلاق ندارد و شامل اراضی مسلمین نمی‌شود؛ لذا اخص از مدعا بوده و تنها زمین‌های کفار را دربرمی‌گیرد.

۳. روایات:

  • روایت محمد بن مسلم و مرسله حریز: اگرچه دلالت بر انفال بودن دارند، اما به دلیل ضعف سند (یا ارسال) و نیز ذکر تقسیم نصف انفال بین مردم در ذیل آن‌ها—که مخالف قرآن و سنت قطعیه و مورد اعراض فقهاست و مبنای تبعّض در حجیت نیز مخدوش است—فاقد حجیت هستند.
  • روایت زراره: به روش تعویض سند تصحیح می‌شود؛ لکن تعبیر «از غیر آنکه بر آن اسب و سواری تاخته شود» ظهور در جایی دارد که زمین در معرض حمله نظامی بوده است؛ لذا به اراضی کفار یا شورشیان اختصاص دارد، نه مسلمانانی که به علل دیگر کوچ کرده‌اند.
  • روایت اسحاق بن عمار: قید «خراب شدن» دارد که اگر معتبر باشد بر روایاتِ مطلق مقدم می‌شود، اما به دلیل نقل در تفسیر علی بن ابراهیم، سند آن نزد استاد ثابت نیست.

نتیجه:

حکم به اینکه «مطلقاً» هر زمینی که اهلش کوچ کرده‌اند جزو انفال باشد، دلیلاً با اشکال مواجه است، مگر اینکه با تکیه بر اجماع و فتوای فقها جبران گردد.

Related lessons