پس از معادن و آبها، استاد به بررسی سومین منبع طبیعی یعنی «زمینها» و تقسیمات آن پرداختند. نخستین بخش، واکاوی سه عنوانِ مشهور در کلمات فقها (از شیخ کلینی، ابنزهره، محقق و علامه حلی تا امام خمینی) است:
۱. مفاهیم موضوعشناسی
- رؤوس الجبال: قلهها و بلندیهای کوهها.
- بطون اودیه: درّهها و شکافِ بستر کوهها (مسیلها).
- آجام: بیشهها، نیزارها و جنگلهای دارای درختان متراکم و درهمپیچیده.
۲. بررسی ادله فقهی به تفکیک عناوین
الف) بطون اودیه (انفال بودن قطعی)
ادله روایی برای این عنوان بسیار مستحکم است:
- صحیحه حفص بن بختری: تصریح به ملکیت رسول خدا(ص) و امام(ع) نسبت به بطون اودیه.
- موثقه اول و دوم محمد بن مسلم: با اسناد معتبر علی بن حسن بن فضال بر انفال یا فیء بودن آن.
- مؤیدات: مرسله حماد، مرفوعه احمد بن محمد، مرسله مفید و روایت داود بن فرقد.
- نتیجه استاد: انفال بودن «بطون اودیه» (چه در اراضی موات و چه عامر) قطعی و موثوقالصدور است و ملک حکومت اسلامی محسوب میشود.
ب) رؤوس الجبال (قلهها) و آجام (بیشهها و جنگلها)
- روایات خاصه: تنها در روایات مرسله و مرفوعه (مرسله حماد بن عیسی، مرفوعه احمد بن محمد، مرسله مفید، تفسیر عیاشی از داود بن فرقد و ابوبصیر) ذکر شدهاند که همگی ضعف سندی دارند.
- نقد جبر سند: عمل مشهور و ادعای اجماع نمیتواند ضعف سند مرسله حماد یا سایر روایات را جبران کند؛ زیرا احتمال دارد مستند قدما یک قاعده عام (انفال بودن هر مال بدون مالک) یا دسترسی به ادله نامعلوم دیگری بوده باشد.
۳. نتیجهگیری و ثمره فقهی
- بطون اودیه: بهطور مسلّم جزو انفال و منابع مالی در اختیار حکومت اسلامی است.
- رؤوس الجبال و آجام (جنگلها):
- چنانچه تواتر معنوی یا وثوق نوعی از مجموع نصوص و فتاوا پذیرفته شود، جزو انفال خواهند بود.
- در غیر این صورت، دلیل قطعی بر انفال بودن آنها وجود ندارد و در زمره مباحات اصلیه قرار میگیرند.
- ثمره عملی:
- اگر انفال باشند: اصلْ ممنوعیتِ تصرفِ عموم است مگر با اذن/اجازه حکومت.
- اگر مباحات اصلیه باشند: عموم مردم حق انتفاع دارند و مداخله و منع حکومت تنها از باب اعمال ولایت و مصلحتسنجی حاکم امکانپذیر است.