فقه پزشکی 124
استاد: محمد محمدی قائنی
1402.08.10
معرفی پادکست
|
دیدگاه کاربران
در ادامه بررسی وظایف شخص لال (اخرس) در تکالیف متقوم به لفظ، نظریه مختار در تبیین حقیقت وظیفه او (لزوم قصد و حکایت از الفاظ) تشریح شد و شبهات مطرح پیرامون آن مورد بررسی قرار گرفت:
۱. نقد اکتفا به قصد معنا و اثبات لزوم قصد الفاظ:
برخلاف قائلان به لزوم قصد مفاهیم، آنچه در عباداتی مانند نماز و تلبیه واجب شده، ادای همان الفاظ و ترکیبات مخصوص نازلشده است، نه صرفِ معانی و مضامین. همانگونه که بیان معنای شعر حافظ با کلمات دیگر شعر او محسوب نمیشود یا خواندن ترجمه قرآن در نماز باطل است، صرف قصد مفهوم نیز محققِ قرائت نیست. بنابراین، قصد معنا نه بر متکلم واجب است و نه برای اخرس کفایت میکند؛ بلکه وظیفه مکلفِ لال این است که خودِ الفاظ را قصد نماید و با تحریک زبان و اشاره، از همان الفاظی که در حال سلامت موظف به تلفظ آنها بود حکایت کند.
۲. پاسخ به اشکال صاحب جواهر درباره لال مادرزاد:
صاحب جواهر اشکال کرده است که افراد کر و لال مادرزاد (ابکم و اصم خلقه) اصلاً تصوری از صوت، کلام و لفظ ندارند تا بتوانند به آن اشاره یا قصد کنند؛ ازاینرو وظیفه اخرس ناچار باید اشاره به معنا باشد. در ردّ این اشکال تبیین شد که این افراد نیز با مشاهده دیگران یا آموزش، متوجه پدیده تکلم و وجود الفاظ میشوند و درک اجمالی نسبت به آن پیدا میکنند؛ بنابراین، اشاره و قصد الفاظ در حق آنان نیز قابل تصویر است و در صورت تمکن، تعلّم الفاظ و شیوه حکایت از آنها بر شخص لال واجب خواهد بود.
۳. تمایز احکام عبادات لفظی از معاملات:
لزوم تحریک لسان و اشاره به الفاظ، ویژه عبادات و مواردی است که تکلم و لفظ خاص در آنها موضوعیت شرعی دارد (مانند نماز، اذکار و تلبیه). اما در معاملات، عقود و ایقاعات که الفاظ تنها جنبه کاشفیت از مقاصد باطنی دارند و محتوا ملاک است، نه تنها برای اخرس تحریک زبان یا التفات به لفظ لازم نیست، بلکه فرد سالم نیز نیازمند خصوص لفظ نبوده و ابراز رضایت و قصد با هر مبرزی (از جمله صرف اشاره مفهم) طبق قواعد عامه نافذ است.