عقد شرکت 4
أستاذ: محمد تقی الشهیدی
1404.07.23
التعريف بالبثّ الصوتي
|
آراء المستخدمين
در این جلسه ابتدا بحث شرکت قهریه ادامه یافت. در اختلاط اموالی مانند گندم و جو، برخلاف نظر مرحوم آقای خوئی که آن را موجب شرکت واقعی نمیداند، استاد با تکیه بر عرف عقلایی معتقد است اگر جداسازی اموال دشوار باشد، شرکت واقعی عرفی تحقق پیدا میکند.
سپس مسئلهی استفاده از مال غصبی در مال دیگر بررسی شد. اگر کسی رنگ یا گچ دیگری را غصب کرده و در خانه یا ساختمان خود مصرف کند، عرفاً مالک رنگ یا گچ، شریک در ساختمان نمیشود؛ بلکه مال او تلف شده و غاصب ضامن است. حتی اگر پس از مصرف، مواد گچ یا رنگ همچنان موجود باشند، این امر موجب شرکت در ساختمان نیست؛ هرچند تصرف در بقایای آن مواد بدون اجازه مالک جایز نخواهد بود.
محور مهم جلسه، بحث تبدل عنوان و تلف عنوان بود. بر اساس نظر مرحوم آقای خوئی، اگر مال غصبی به عنوان جدیدی تبدیل شود، مانند تبدیل شیر به پنیر یا تخممرغ به جوجه، عنوان قبلی عرفاً تلف شده و غاصب ضامن بدل آن است؛ در نتیجه، مال جدید متعلق به غاصب خواهد بود. همین مبنا در احکام خمس نیز دیده میشود؛ مثلاً اگر تخممرغ متعلق خمس به جوجه تبدیل شود، خمس به ذمه منتقل میشود و جوجه ملک مکلف خواهد بود.
استاد این دیدگاه را خلاف ارتکاز عقلایی دانستند. به نظر ایشان، در تبدیل عنوان، عین جدید همچنان متعلق به مالک سابق است و غاصب در ذمه خود ضامن بدل مال است؛ اما مالک نمیتواند هم عین جدید و هم بدل آن را استیفا کند. مثلاً اگر مالک شیر، پنیر حاصل از آن را بردارد، دیگر نمیتواند شیر را نیز مطالبه کند.
این مبنا در مسئله خمس نیز نتیجه میدهد که خمس در جوجه یا درخت باقی است، ولی حاکم شرع میتواند در صورت مصلحت، بدل تخممرغ یا بذر را دریافت کند.
در پایان، اختلاف امام خمینی و آقای خوئی درباره مالیت حاصل از تغییر مال بررسی شد. در فرضی که مشتری کالای ارزانخریده را با تلاش و هزینه فراوان به مال بسیار باارزشتری تبدیل کرده و معامله فسخ شود، آقای خوئی در «مصباح الفقاهة» و امام در «تحریر» برای مشتری سهمی از مالیت قائل شدهاند، اما آقای خوئی در «منهاج» این حق را نپذیرفته است. قرار شد در جلسه بعد، مستندات این دیدگاهها و سپس تعریف عقد شرکت و اقسام شرکت بررسی شود.