نظام اقتصادی اسلام 77
أستاذ: علی عندلیبی
1404.01.26
التعريف بالبثّ الصوتي
|
آراء المستخدمين
در این جلسه بحث از زمینهای منتقلشده از غیرمسلمانان به مسلمانان و بهطور خاص زمینهای فتحشده بدون اذن امام علیهالسلام است. ادعا این است که این زمینها و بهطور کلی تمام غنائم حاصل از جنگ بدون اذن امام، اعم از منقول و غیرمنقول، از منابع مالی حکومت اسلامی و متعلق به امام علیهالسلام هستند.
دلیل اول، مرسله وراق است که از نظر دلالت مشکلی ندارد و بر تعلق تمام غنائم به امام در جنگ بدون اذن دلالت میکند، اما از نظر سند به دلیل وجود راویانی که وثاقتشان ثابت نشده و نیز ارسال سند، با اشکال مواجه است. احتمال جبران ضعف سند به واسطه عمل مشهور نیز مطرح شده، ولی استناد قطعی فقها به همین روایت روشن نیست.
دلیل دوم، صحیحه معاویة بن وهب است که از نظر سند صحیح است. در این روایت، اگر مجاهدان با امیری که امام تعیین کرده جنگ کنند، خمس پرداخت و باقی غنیمت تقسیم میشود؛ و اگر با مشرکان نجنگیده باشند، همه غنیمت برای امام است. برای اثبات مدعا از مفهوم شرط و مفهوم وصف استفاده شده است. در مفهوم شرط، گفته شده عدم جنگ با امیر میتواند شامل جنگ بدون اذن باشد، اما اشکال این است که شرط اصلی «جنگیدن» است و «با امیر بودن» دخالت مستقلی ندارد. در مفهوم وصف نیز علاوه بر عدم پذیرش مفهوم وصف، وجود امیر در سؤال از ابتدا مفروض بوده است.
اشکالات دیگری نیز وجود دارد: روایت صراحتی در تعلق تمام غنیمت به امام در جنگ بدون اذن ندارد؛ اصل جنگ با توجه به اعزام افراد توسط امام مأذون بوده؛ و عبارت مربوط به مشرکان، اخص از مدعاست. همچنین احتمال دارد مقصود از جنگیدن برای غنیمت، تفاوت در حکم باشد.
در ادامه، مخالفت احتمالی روایت با قرآن از جهت مقدار خمس و صاحبان خمس بررسی شده و پاسخهایی درباره اختلاف نسخه، وحدت خمس و امکان تخصیص قرآن ارائه شده است. در نهایت، استدلال به صحیحه معاویة بن وهب برای اثبات تعلق تمام غنیمت به امام پذیرفته نمیشود.
سپس روایت حلبی بهعنوان معارض مطرح میشود که بر اساس آن شیعهای که در لشکر آنان بوده و غنیمتی به دست آورده، با پرداخت خمس، باقی غنیمت برای او حلال میشود. برای پاسخ، سه احتمال مطرح شده است: ضعف سند، اجمال روایت در جنگی بودن غنیمت، و اینکه روایت بیانگر حکم ولایی امام باشد. بر اساس احتمال سوم، تمام غنیمت در حکم اولی متعلق به امام است و امام با دریافت خمس، چهارپنجم باقیمانده را برای شیعیان تحلیل کرده است؛ بنابراین روایت حلبی با مرسله وراق تعارض نخواهد داشت.