نظام اقتصادی اسلام 66
أستاذ: علی عندلیبی
1403.09.07
التعريف بالبثّ الصوتي
|
آراء المستخدمين
در این جلسه، احتمالات مختلف درباره معنای روایاتی بررسی شد که همه زمین و آنچه در آن است را متعلق به معصومین(ع) میدانند.
نخست، ملکیت طولی بررسی شد. طبق این دیدگاه، مردم مالک اموال خود هستند، اما معصومین(ع) نیز در مرتبهای بالاتر نسبت به همان اموال مالکیت دارند. سه اشکال بر این نظریه مطرح شد: نخست، برخی روایات مانند روایت محمد بن ریان، تعلق دنیا به امام را در کنار تعلق خمس قرار دادهاند؛ دوم، اگر ملکیت طولی در اموال مردم و ملکیت استقلالی در اموال بیمالک مراد باشد، لازمه آن استعمال لفظ در بیش از یک معناست؛ و سوم، در صورت مالکیت طولی، معاملات میان امام و مردم بیع حقیقی نخواهد بود. پاسخ به اشکال دوم این است که ملکیت یک معنا دارد و تفاوت تنها در مصادیق آن است، اما اشکال سوم همچنان دشوار باقی میماند.
احتمال سوم، ملکیت حقیقی و تکوینی است؛ یعنی معصومین(ع) بهعنوان مجاری فیض الهی، مالک حقیقی طولی جهان باشند. این دیدگاه نیز با تعابیری مانند «أحللناه لک» و لزوم پرداخت خراج سازگار دانسته نشد؛ زیرا این تعابیر با ملکیت اعتباری ارتباط دارند.
احتمال چهارم، ولایت بر تصرف است. بر اساس دیدگاه امام خمینی، معصومین(ع) مالک اعتباری همه اموال نیستند، بلکه به دلیل ولایت، حق تصرف در اموال مردم را دارند. این معنا با مبنای ایشان درباره خمس قابل جمع است.
در پایان، با استناد به آیه «النبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم» و حدیث غدیر، ولایت پیامبر(ص) و ائمه(ع) بر جان و مال مردم اثبات شد. این اختیار ویژه حکومت معصوم است و به حاکمان غیرمعصوم قابل تعمیم نیست؛ بنابراین در عصر غیبت، مباحث پیشین همچنان موضوعیت دارد.