10 خرداد 1405
یک مطالعه جدید که برای انتشار نهایی در حال بررسی است، نشان میدهد ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی مانند ChatGPT و Claude به هزاران آمریکایی کمک میکنند تا بدون استخدام وکیل، دعاوی حقوقی خود را پیگیری کنند؛ روندی که به افزایش چشمگیر پروندههای خودنمایندگی در دادگاههای فدرال انجامیده است. پژوهشگرانی که میلیونها دادخواست قضایی را بررسی کردهاند، شواهدی یافتهاند که نشان میدهد محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی در حال حاضر در سهم رو به رشدی از پروندههای فدرال ظاهر میشود؛ تغییری که ممکن است به یکی از مهمترین تحولات دسترسی به عدالت در دهههای اخیر تبدیل شود.
این مطالعه برآورد میکند که تا اوایل سال ۲۰۲۶، نزدیک به ۱۸ درصد از شکایتهای مدنی فدرال دارای زبانی بودهاند که با نگارش مبتنی بر هوش مصنوعی سازگار است؛ رقمی که پیش از عرضه عمومی سامانههای مولد مدرن در اواخر سال ۲۰۲۲ تقریباً صفر بود.
این روند، از تحولی عمیق در خدمات حقوقی حکایت دارد. هرچند بخش بزرگی از بحث عمومی درباره هوش مصنوعی بر این متمرکز بوده که آیا این فناوری میتواند وکلا را جایگزین کند یا نه، اما اثر فوریتر آن شاید این باشد که به شهروندان عادی کمک میکند از نظامهای حقوقیای عبور کنند که پیشتر به دلیل هزینه و پیچیدگی، عملاً در دسترس آنان نبود.
برای دههها، آمریکاییها از نظر قانونی حق داشتهاند که خودشان در دادگاه از خود دفاع کنند. اما در عمل، استفاده از این حق همواره آسان نبوده است. دعاوی مدنی مستلزم پژوهش حقوقی گسترده، آگاهی از قواعد آیین دادرسی، تهیه اسناد، و آشنایی با فرایندهای دادگاه است. برای بسیاری از افراد، استخدام وکیل بسیار پرهزینه است، در حالی که سازمانهای کمک حقوقی نیز اغلب منابع کافی برای پاسخگویی به تقاضا را ندارند.
هوش مصنوعی مولد این موانع را کاهش میدهد.
اکنون کاربران میتوانند در عرض چند دقیقه و با هزینهای ناچیز، توضیحاتی درباره فرایندهای حقوقی دریافت کنند، قوانین و رویه قضایی را خلاصه کنند، دادخواست و لایحه تهیه کنند، مدارک را سامان دهند و اسناد لازم برای ارائه به دادگاه را تنظیم کنند. کارهایی که زمانی به ساعتها کمک حرفهای نیاز داشت، اکنون تا حد زیادی با یک تلفن همراه یا لپتاپ قابل انجام است. پژوهشگران، موارد متعددی از لوایح کمکگرفته از هوش مصنوعی را در طیف وسیعی از دعاوی مشاهده کردهاند؛ از جمله پروندههای کار، دعاوی بیمه، مسائل مهاجرتی، اختلافات مسکن، تجدیدنظرهای مربوط به معلولیت و شکایتهای افترا.
شاید مهمتر از همه، دعاوی مرتبط با مهاجرت سریعترین رشد را نشان دادهاند. این مطالعه افزایش شمار دادخواستهای حکم هابئاس کورپوس و اعتراض به بازداشت را که بدون وکیل ثبت شدهاند، شناسایی کرده است؛ موضوعی که نشان میدهد هوش مصنوعی شاید در حال گسترش دسترسی عملی به راهکارهای حقوقی برای افرادی باشد که در گذشته برای یافتن نمایندگی حقوقی با دشواریهای جدی روبهرو بودند.
حامیان این روند، آن را گامی بزرگ برای پر کردن شکاف دیرینه «عدالت» در آمریکا میدانند. هر سال میلیونها آمریکایی با مشکلات حقوقی روبهرو میشوند، اما هرگز به سراغ راهکار رسمی نمیروند، زیرا هزینه وکالت بسیار بالاست. در بسیاری از پروندههای مدنی، حقالوکاله ممکن است از میزان خسارت احتمالی بیشتر باشد و عملاً مانع از آن شود که افراد بتوانند از حقوق خود دفاع کنند. از این منظر، هوش مصنوعی کمتر جایگزین وکیل و بیشتر یک افزاینده توان دسترسی به عدالت به شمار میرود.
شماری از سازمانهای کمک حقوقی نیز از هماکنون این فناوری را پذیرفتهاند. مطالعات نشان میدهد ارائهدهندگان غیرانتفاعی خدمات حقوقی بهسرعت در حال استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی هستند تا ظرفیت خود را افزایش دهند و با بودجههای محدود، به شمار بیشتری از مراجعان کمک کنند. اگر این روند ادامه یابد، هوش مصنوعی میتواند به یکی از مهمترین نوآوریهای دسترسی به عدالت از زمان گسترش برنامههای کمک حقوقی عمومی تبدیل شود.
با این حال، این مزایا با خطرات قابلتوجهی همراه است. سامانههای هوش مصنوعی مولد همچنان مستعد خطاهای واقعی، اشتباهات حقوقی و ارجاعات ساختگی هستند. دادگاههای سراسر آمریکا بارها به اصحاب دعوا و وکلا هشدار دادهاند که محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، مسئولیت دقت و صحت مطالب ارائهشده را از دوش آنان برنمیدارد.
تعدادی از وکلا نیز پیشتر به دلیل ثبت لوایحی که شامل پروندههای غیرواقعی و ساختهشده توسط هوش مصنوعی بود، با مجازات انضباطی روبهرو شدهاند.
نگرانیها فقط به صحت اطلاعات محدود نمیشود. در گذشته، وکلا نقش مهمی در پالایش پروندهها داشتند؛ یعنی طرح دعاوی ضعیف را از نظر میانداختند و اطمینان میدادند که دادخواستها حداقل استانداردهای حقوقی را دارا هستند. اما با کاهش هزینه ثبت دعاوی به کمک هوش مصنوعی، دادگاهها ممکن است با شمار فزایندهای از پروندههای ضعیف، ناقص از نظر آیین دادرسی یا بیاساس مواجه شوند.
این وضعیت یک تناقض بالقوه ایجاد میکند: همان فناوریای که دسترسی به عدالت را گسترش میدهد، ممکن است همزمان فشار بیشتری بر نظام قضایی وارد کند؛ نظامی که همین حالا هم با حجم بالای پروندهها دستوپنجه نرم میکند.
منبع:
https://thedailyeconomy.org/article/ai-enters-the-courtroom-how-chatbots-are-reshaping-litigation/
این مطالعه نشان میدهد که مهمترین اثر حقوقی هوش مصنوعی شاید نه اتوماسیون وکلا، بلکه توانمندسازی شهروندان باشد. برای نسلها، خودنمایندگی برای بسیاری از آمریکاییها بیشتر یک حق نظری بود تا یک امکان عملی، زیرا الزامات واقعی دعوا بسیار سنگین بود. هوش مصنوعی اکنون با فراهمکردن اطلاعات حقوقی، کمک در نگارش و راهنمایی رویهای در مقیاسی بیسابقه، در حال تغییر این واقعیت است.
اینکه این تحول در نهایت به تقویت نظام قضایی منجر شود یا آن را تحت فشار قرار دهد، به نحوه سازگاری دادگاهها، نهادهای مقرراتگذار و مؤسسات حقوقی بستگی خواهد داشت.
آنچه روزبهروز روشنتر میشود این است که هوش مصنوعی دیگر صرفاً به وکلا کمک نمیکند، بلکه در حال بازتعریف این موضوع است که چه کسانی میتوانند در خودِ نظام حقوقی مشارکت کنند. سالهای پیشرو تعیین خواهد کرد که آیا AI به محرکی برای دسترسی گستردهتر به عدالت تبدیل میشود یا به نیرویی اخلالگر که دادگاهها را با موجی تازه از دعاوی مواجه میکند.
نظرات
۰ دیدگاه
۰ کامنت