معرفی کتاب
|
دیدگاه کاربران
استاد شهیدی در این جلسه به بررسی اشکال بطلان عقد سکنی به سبب موت مالک پرداختند؛ درحالی که در سرقفلی که فعلا در خارج واقع میشود و ما درباره آن بحث میکنیم، چنین اتفاقی نمیافتد.
استاد در جلسه گذشته در توجیه این اشکال بر آمدند و روایات دالّ بر بطلان عقد سکنی به مجرد موت مالک را قید زدند به حالتی که اشتراط دوام نشده باشد و عقد از جهت دوام یا توقیت مطلق باشد، درحالی که در سرقفلی صریحا دوام وجود دارد، بنابراین مانعی ندارد که عقدسکنی بر سرقفلی تطبیق شود اما در اینجا به صرف موت باطل نشود.
لکن این توجیه یک اشکالی دارد و آن این است که مرحوم خوئی عقدسکنی را حد وسط بین اجاره و عاریه دانستهاند و در اجاره، مشهور قدماء و برخی از متأخرین قائل به بطلان عقد به مجرد موت مالک هستند، بنابراین وقتی در اجاره که اقوی است به صرف موت، عقد باطل میشود، سخت است که در عاریه عدم بطلان را بپذیریم.
به همین خاطر استاد به بررسی روایت ابراهیم همدانی که مستند مشهور در بطلان اجاره بعد از موت مالک است، پرداخته و بیاناتی از مرحوم بروجردی و آیتالله شبیری را پیرامون آن نقل فرمودهاند.
مرحوم بروجردی در کتاب «الرسائل الفقهیة» دو احتمال برای صحّت اجاره پس از موت مالک در روایت همدانی مطرح کردهاند که هر دو احتمال را ردّ فرمودند:
مرحوم بروجردی در نهایت روایت را مجمل دانستند و به قول به صحت اجاره گرایش پیدا کردند.
استاد شهیدی به کلام مرحوم بروجردی نقد وارد کردند و فرمودند: مرحوم بروجردی احتمالات موافق با بطلان را بررسی و ردّ نکردند و صرفاً احتمالات موافق با صحت را ردّ نموده است، بنابراین نتیجهگیری به اجمال روایت با توجه به باقی ماندن احتمالات بطلان، نیازمند تامّل است.
در ادامه، استاد نظریه آیتالله شبیری را که روایت را دالّ بر بطلان اجاره با موت مؤجر میداند، بیان کردند. آیتالله شبیری استظهار میکنند که سؤال سائل درباره اجرت سال جاری بود که مؤجر در اثنای آن فوت کرده و امام پاسخ دادهاند که اجاره نسبت به آینده منفسخ است و ورثه تنها مستحقّ اجرت ایام حیات مادرشان هستند. استاد شهیدی این توجیه را نیز خلاف ظاهر و بسیار دور از قرائن روایت دانستند و معتقدند که اجبار در چنین معنایی، ظهور روایت را مخدوش میکند و احتمال اضطراب در نقل یا اجمال در روایت بیشتر است.