سرقفلی 4

تقریرات و متون آموزشی

|

( 12 )
فقه معاصر
سرقفلی 4

استاد :

محمد تقی شهیدی

معرفی کتاب

|

دیدگاه کاربران

در این جلسه استاد شهیدی ابتدا به صورت اجمالی توجیهات و راه‌حلّ‌های مطرح شده برای تصحیح حق سرقفلی را بیان نمودند، این توجیهات عبارتند از:

  1. فروش حق إیجار به مستأجر توسط مالک
  2. اعطاء وکالت به مستأجر توسط مالک در اجاره دادن مال
  3. اعطاء حق الإنتفاء به مستأجر توسط مالک
  4. اجاره دادن دوباره ملک به مستأجر یا کسی که مستأجر به آن راضی است، توسط مالک به نحو شرط فعل
  5. إذن مالک در انتفاء مال توسط مستأجر و هر کس که او بدان راضی است بعد از مدّت اجاره به نحو شرط نتیجه
  6. مستقلّ بودن عقد سرقفلی و انطباق عمومات صحّت عقود و معاملات بر آن

از میان توجیهات فوق، مورد اوّل تا پنجم در کلمات اعلام مطرح گردیده است و مورد ششم را خود استاد مطرح فرمودن و وعده دادند که این مورد را به صورت مفصل بررسی خواهند کرد.

در ادامه این جلسه نیز استاد به بررسی بیشتر توجیه پنجم یعنی إذن به نحو شرط نتیجه، و توجیه سوم یعنی اعطاء حق انتفاء که با توجه به تطبیق عقد سکنی، مطرح شده است، پرداخته‌اند.

ایشان در بررسی توجیه پنجم که بر اساس شرط نتیجه در ضمن عقد اجاره است، به سه اشکال اصلی پاسخ دادند: 

  1. اشکال اوّل که طیب نفس را امری تکوینی می‌دانست، با این پاسخ مواجه شد که طیب نفس انشائی نیز در بناء عقلایی مجوز تصرّف است و شرط نتیجه، اذن را پایدار می‌کند حتی اگر رضایت قلبی بعداً سلب شود. 
  2. اشکال دوم مبنی بر انحصار جواز تصرّف در حیات مالک، با این استدلال رد شد که انتقال مال به ورثه، متعلقاً دارای حق مأذونیت برای مستأجر است و این حق به عنوان یک حق عینی به ارث می‌رسد.
  3. اشکال سوم نیز درباره ضمان در صورت تلف مال است که استاد شهیدی بیان کردند ضامن، مالک عین است نه مأذون‌له، مگر اینکه اذن مستقلّی وجود داشته باشد که در بحث‌های بعدی تفکیک می‌شود.

سپس به بررسی توجیه سوم یعنی تطبیق عقد سرقفلی با «عقد سکنی» بر اساس روایات اهل بیت(ع) پرداختند. در این بخش، اشکال اوّل مبنی بر عدم مسئولیت ضامنِ مأذون‌له در برابر تلف مال، با مثال‌های عینی مانند قرارداد خطابه توضیح داده شد که ضامن، تلف‌کننده عین مال یا مسئول دیه است، نه کسی که صرفاً حق انتفاع داشته است. اشکال دوم درباره عدم وجود عبارت «من ترضی» در روایات سکنی، با اصل الغاء خصوصیت و استناد به عبارت «فهو كما شرطت» در روایات پاسخ داده شد. همچنین اشکال سوم مبنی بر بطلان عقد سکنی با موت مالک، با استناد به اختلاف نظر فقها در بطلان اجاره با موت مؤجر بررسی شد. اگرچه مشهور قدماء بطلان اجاره را پذیرفته بودند، اما استاد شهیدی با تفسیر آیه و روایات، معتقد شدند که در عقد سکنی مصرّح به بقای حق برای ذریه و رضایت‌مندان بعد از مالک، عقد با موت مالک باطل نمی‌شود و این توجیه می‌تواند پایه‌ای برای مشروعیت سرقفلی در برابر انتقال به ورثه باشد.

کتاب های مرتبط با برچسب ها