پادکست

|

( 12 )

اقتصاد اسلامی
نظام های اقتصادی
علی_عندلیبی

معرفی پادکست

|

دیدگاه کاربران

موضوع: منابع مالی حکومت اسلامی / منبع چهارم: اموال اشخاصِ از دنیارفته در موارد خاص (مورد اول: ارثِ شخصِ بدون وارث)

۱. طرح مسأله

  • عنوان بحث: بررسی حکم اموال میّتی که مطلقاً هیچ وارثی (اعم از طبقات سه‌گانه نسبی، سببی، موالی عتاق و ضامن جریره) ندارد.
  • شمول حکم: این مسأله اختصاصی به شیعیان یا مسلمانان ندارد؛ بلکه ارث هر فردی (با هر دین و مذهبی) در هر نقطه از زمین که بدون وارث بمیرد، شرعاً متعلق به حکومت اسلامی است (عدم امکان دسترسی عملی به برخی از این اموال در خارج از مرزها، منافاتی با ثبوت شرعی ملکیت ندارد).

۲. اقوال فقهی در مسأله

  1. جزو انفال بودن: (نظر مشهور، شیخ طوسی در الخلاف و صاحب جواهر با ادعای اجماع محصَّل و منقول).
  2. متعلق به شخص امام (ع): به حیثیّت تعلیلیّه امامت (ملکیت منصبی، نه شخصی که به ورثه امام به ارث برسد، بلکه به امام بعدی منتقل می‌شود).
  3. جزو بیت‌المال و متعلق به عموم مسلمین: (نقل شیخ طوسی از عامه در الخلاف و ابن‌جنید اسکافی از قدما؛ شبیه حکم اراضی مفتوح‌عنوه).
  • نکته: روایات دیگری نیز وجود دارد که مفاد متفاوتی دارند (مانند اختصاص به «مشاهیر» یا «عشیره» میت) که در جلسات بعد بررسی خواهد شد.

۳. بررسی ادله دسته اول (روایات دالّ بر انفال بودن)

  • نقد اجماع: اجماعات منقول در مسأله مدرکی بوده و تعبدی نیستند؛ لذا حجیت مستقل ندارند و باید روایاتِ مدرک بررسی شوند.

بررسی روایات:

صحیحه محمد بن مسلم:

  • متن: «مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ وَارِثٌ مِنْ قَرَابَتِهِ وَ لَا مَوْلَى عَتَاقَةٍ قَدْ ضَمِنَ جَرِیرَتَهُ فَمَالُهُ مِنَ الْأَنْفَالِ».
  • سند: کلینی آن را با دو طریق نقل کرده که طریق دوم کاملاً صحیح است (علاوه بر نقل صدوق و شیخ طوسی).
  • دلالت: کاملاً صریح در شمول انفال بر اموال شخص بدون وارث است. نفی قرابت شامل عدم وجود طبقات ارث است و اطلاق آن نسبت به زوج/زوجه در صورت انحصار، با ادله خاص تخصیص/تقیید می‌خورد.

صحیحه محمد بن مسلم از حلبى:

  • متن: در تفسیر آیه انفال: «…وَ مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ مَوْلًى فَمَالُهُ مِنَ الْأَنْفَالِ».
  • سند: صحیح است. وجود «محمد بن اسماعیل» به دلیل نقل هم‌عرض «ابوعلی اشعری ثقه» و عدم ذکر اختلاف نسخه توسط کلینی (حساب احتمالات)، مخلّ به صحت سند نیست.
  • دلالت: «مولی» یا به معنای «أولیاء میت» (ورثه) است یا «مولی‌العتاقه» که در هر دو صورت دالّ بر فقدان مطلقِ وارث و تعلق به انفال است.

روایت دیگر حلبی:

  • متن: «…وَ مَنْ مَاتَ وَ تَرَكَ مَالًا فَلِوَرَثَتِهِ وَ مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ لَهُ مَوَالٍ فَمَالُهُ مِنَ الْأَنْفَالِ».
  • سند و دلالت: راویان ثقه‌اند و دلالت آن بر انفال بودن مالِ بدون وارث روشن است.

روایت اول ابان بن تغلب:

  • متن: «مَنْ مَاتَ لَا وَارِثَ لَهُ وَ لَا مَوْلَى… فَهُوَ مِنَ الْأَنْفَالِ…».
  • سند: طریق شیخ طوسی به حسن بن محمد بن سماعه به جهت «ابوطالب انباری» یا «حسین بن سفیان» اشکال دارد؛ اما به مبنای تعویض سند (طریق صحیح شیخ به کتب و روایات ابن‌ابی‌عمیر/محمد بن زیاد) یا با حساب احتمالات در طرق سه‌گانه مشیخه، موثوق‌الصدور و معتبر است.

روایت دوم ابان بن تغلب:

  • سند: به جهت وجود «قاسم بن محمد الجوهری» در اسناد کافی و تهذیب، و وجود «الکلائی ابی علی صاحب لؤلؤ» در مشیخه صدوق تضعیف می‌شود؛ گرچه از انضمام طرق، وثوق به صدور حاصل است.

روایت اسحاق بن عمار (از تفسیر علی بن ابراهیم):

  • سند: کتاب موجود موسوم به تفسیر علی بن ابراهیم تلفیقی است و سند متصل و معتبری به نسخه خاص ندارد (طرق صاحب وسائل جنبه تشریفاتی دارد)، لذا این روایت اعتبار سندی مستقلی ندارد.

۴. جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

از مجموع روایات معتبر و مستفیض، وثوق و اطمینان قطعی حاصل می‌شود که مال شخص بدون وارث، شرعاً «جزو انفال» است. از آنجا که انفال ملک منصب امامت و حاکمیت اسلامی (جهت اداره امور جامعه) است، این اموال منبع مالی معتبری در اختیار دولت و حکومت اسلامی قرار می‌گیرد.

درس های مرتبط