پادکست

|

( 12 )

اقتصاد اسلامی
نظام های اقتصادی
علی_عندلیبی

معرفی پادکست

|

دیدگاه کاربران

این جلسه به بررسی یکی از منابع مالی حکومت اسلامی، یعنی زمین‌هایی می‌پردازد که از غیرمسلمانان به مسلمانان منتقل شده‌اند؛ به‌ویژه زمین‌هایی که در جنگ‌های بدون اذن امام علیه‌السلام به دست آمده‌اند. بحث بر این است که آیا چنین غنایمی متعلق به امام علیه‌السلام هستند یا خیر. پیش‌تر برای اثبات تعلق این غنایم به امام علیه‌السلام به دو روایت استناد شده بود: روایت معاویة بن وهب که اشکالات دلالی داشت و مرسله عباس وراق که از جهت دلالت کامل ولی از نظر سند محل اشکال بود.

در برابر این روایات، صحیحه حلبی مطرح شده است. بر اساس ظاهر این روایت، شیعیانی که در سپاه بنی‌امیه و بنی‌عباس شرکت کرده و غنیمت به دست می‌آوردند، با پرداخت خمس می‌توانستند بقیه غنیمت را تملک کنند. از این روایت استفاده شده که غنایم جنگ‌های بدون اذن امام، به طور کامل متعلق به امام علیه‌السلام نیست.

استاد برای رفع تعارض میان صحیحه حلبی و مرسله وراق چند پاسخ ارائه می‌کند؛ از جمله: مجمل بودن تعبیر «فی لوائهم»، امکان حمل روایت بر غنایم غیرجنگی، تخصیص یکی از دو روایت به وسیله دیگری، تفاوت میان جنگ‌های الهی و جنگ‌های توسعه‌طلبانه بنی‌امیه و بنی‌عباس، و نیز احتمال مأذون بودن برخی جنگ‌ها. سپس ادله مأذون بودن جنگ‌های حکومت‌های جور را بررسی و نقد می‌کند. از جمله استدلال به شرکت برخی اصحاب در جنگ‌ها و نیز دعای بیست‌وهفتم صحیفه سجادیه را ناکافی می‌داند.

در ادامه، چند روایت نقل می‌شود که بر نهی از جنگ بدون امام دلالت دارند؛ از جمله روایت بشیر، روایت یونس و روایت عبدالله بن سنان که همگی نشان می‌دهند ائمه علیهم‌السلام از شرکت در چنین جنگ‌هایی رضایت نداشته‌اند. همچنین اختلاف نسخه‌های صحیحه حلبی و اعراض مشهور فقها از آن، از دیگر پاسخ‌های مطرح‌شده است. نتیجه نهایی استاد آن است که ادله معارض نتوانسته‌اند اثبات کنند غنایم جنگ‌های بدون اذن امام متعلق به مجاهدان است؛ بنابراین همچنان دیدگاه تعلق این غنایم به امام علیه‌السلام پابرجا می‌ماند.

در پایان، روایت زکریا بن آدم به عنوان معارض دیگر مطرح می‌شود؛ اما استاد اشکالات سندی آن، به‌ویژه درباره محمد بن سهل، را یادآور شده و بررسی دلالت روایت را به جلسه آینده موکول می‌کند.

درس های مرتبط