پادکست

|

( 12 )

اقتصاد اسلامی
نظام های اقتصادی
علی_عندلیبی

معرفی پادکست

|

دیدگاه کاربران

در این جلسه، ادامه بحث زمین‌ها به‌عنوان منابع مالی حکومت اسلامی بررسی شده است. چهارمین مورد، اراضی لارَبّ لها است که در کلمات برخی فقها مانند سید ابوالحسن اصفهانی و امام خمینی مطرح شده است. درباره معنای «لاربّ لها» دو احتمال وجود دارد: نخست، زمین بدون مالک؛ دوم، زمینی که مالک دارد ولی آن را رها کرده و به آن رسیدگی نمی‌کند. اگر معنای دوم پذیرفته شود، زمین‌های رهاشده نیز می‌توانند در اختیار حکومت اسلامی قرار گیرند.

برای اثبات انفال بودن این زمین‌ها، به آیه انفال استناد شده، اما روشن نیست که عنوان انفال همه اموال بدون مالک را دربرگیرد. روایت اسحاق بن عمار نیز همه زمین‌های «لاربّ لها» را از انفال دانسته است. دلالت روایت روشن است، ولی درباره اعتبار کتاب تفسیر علی بن ابراهیم که روایت در آن نقل شده، اشکال وجود دارد. روایت ابوبصیر و روایت عاصم بن حمید نیز همین مضمون را دارند، اما هر دو از نظر سندی با مشکل مواجه‌اند. مرسله حماد بن عیسی نیز زمین‌های «لاربّ لها» را در صورتی که «میته» باشند از انفال می‌شمارد. در نتیجه، در صورت اعتبار آن، میان این روایت و روایات مطلق، امکان حمل مطلق بر مقید وجود دارد. در نهایت، با توجه به ضعف ادله، انفال بودن عنوان «اراضی لارَبّ لها» ثابت نمی‌شود؛ هرچند زمین‌های میته بدون مالک می‌توانند تحت عنوان زمین‌های موات قرار گیرند.

مورد پنجم، زمین‌های معطّل است؛ یعنی زمینی که مالک آن را سه سال متوالی بدون عذر رها کند. این دیدگاه عمدتاً از ابوالصالح حلبی نقل شده و مستند احتمالی آن روایت یونس است. روایت بیان می‌کند چنین زمینی از مالک گرفته و به دیگری واگذار می‌شود. با این حال، روایت صراحتی در انفال بودن زمین ندارد و بیشتر بر وظیفه حکومت برای آبادانی دلالت می‌کند. همچنین روایت فقط تعطیل بدون عذر و سه سال متوالی را شامل می‌شود، در حالی که کلام ابوالصالح حلبی مطلق است. افزون بر این، روایت از نظر سندی با ابهام و اختلاف درباره سهل بن زیاد و واسطه روایت مواجه است. بنابراین، با وجود بررسی راه‌هایی برای تصحیح سند، در نهایت اثبات انفال بودن زمین‌های معطّل با این روایت ممکن نیست و این عنوان در کلام مشهور متأخرین نیز مطرح نشده است.

درس های مرتبط