تعريف الكتاب
|
آراء المستخدمين
در جلسات گذشته به بیان و بررسی راهحلّهایی که برای تصحیح سرقفلی ارائه شده بود، پرداخته شد، در این جلسه نیز استاد به بررسی راهحلّ مرحوم خوئی برای تصحیح سرقفلی میپردازند.
مرحوم خوئی سعی در تصحیح سرقفلی با تمسّک به ادلّه عقد سکنی و تطبیق آن بر سر قفلی داشتند.
استاد شهیدی اشکال اصلی وارد بر این دیدگاه را بطلان عقد سکنی با فوت مالک دانستند؛ درحالی که در سرقفلی به واسطه فوت مالک، چیزی منفسخ نشده و تمام آثار سرقفلی بعد از مرگ مالک نیز ثابت خواهد بود.
ایشان با بررسی روایت ابراهیم بن محمد همدانی درباره اجاره ده ساله و فوت مؤجر، به اختلاف نظر فقها در تفسیر آن پرداختند. اگرچه مشهور قدماء مانند شیخ مفید و شیخ طوسی با استناد به این روایت، حق فسخ اجاره را برای ورثه قائل بودند، اما استاد شهیدی با تحلیل دقیق متن، معتقد شدند که ظاهر روایت دلالت بر انتقال حقوق اجاره به ورثه دارد، نه حق فسخ آن. ایشان با ردّ توثیق ضعف راوی و بررسی دلالت روایات دیگر، نشان دادند که در عقد سکنی مصرّح به بقای حقّ برای ذریه و رضایتمندان پس از مالک «اسکنتک الدار و عقبک من بعدک» یا عقود حبس با مدّت معین، عقد با فوت مالک باطل نمیشود. همچنین با استناد به قضیه حبس دار توسط امام علی(ع) که در مورد مالک بدون تعیین مدّت بوده، استدلال کردند که حکم برداشت حبس، مشمول مواردی است که مدّت یا ذریهی مشخصی در نظر گرفته نشده باشد. بنابراین، در سرقفلی که عرفاً به صورت ابدی یا برای نسلهای بعدی منعقد میشود، این توجیه قابل پذیرش است و عقد سُکنی با تصریح به بقای حقّ، با فوت مالک منفسخ نمیگردد و حق مستأجر و ذریهاش محفوظ میماند.